شمس الدين محمد تبادكانى طوسى

34

تسنيم المقربين ( شرح منازل السائرين خواجه عبدالله انصارى ) ( فارسى )

منازل السائرين پرداخت و همين امر او را به فكر نگاشتن شرح فارسى منازل انداخت . لازم به ذكر است كه اين آرامش ديرى نپاييد و از نو سيل شدائد بر او ريختن گرفت و دوباره مجبور به ترك بخارا شد و به همين خاطر است كه تسنيم المقربين را در حين سفر تكميل مىكند چنان كه در پايان تسنيم گويد : « در خاطر چنان بود كه در خاتمه بعضى نكات لطيفه . . . به عرض اسماع و ابصار احباب و اصحاب رساند ، امّا توزّع بال به جهت دواعى ارتحال و مساعى سفر و انتقال امضاى آن داعيه را مجال نداد و تفرقهء وقت به حيثيتى شد كه كتابت يك صفحه در يك مجلس گنجايى نمىيافت . . . » . مذهب صرف‌نظر از هر چيز ديگر ، بنا به وجود شواهد و دلايل متيقّن در متن تسنيم المقربين ، چون تعظيم و تكريم وى از خلفاى سه‌گانه و عايشه و تصريح وى در مقدمه به اينكه شرط صحت سلوك تقيّد به اصول مذهب سنت و جماعت است ، وى يقينا سنّى مذهب است و بنا به نقلى كه در گلزار « 1 » ابرار از تبادكانى آمده ، وى از ميان مذاهب اهل سنت بر مذهب شافعى بوده است و آن اينكه : « هنگام نماز گزاردن امام جانمازى به زير پا نداشت و من داشتم . فرمود : بردار . گفتم : در مذهب من كه شافعىام باكى نيست » . شايان ذكر اينكه در پايان تسنيم در ترجمهء عبارت كاشانى كه سخن از فرقهء غاليه نصيريه و غلوّ آنان در شأن على عليه السّلام به ميان آورده است ، به جاى نصيريه كلمهء متشيّعان را مىآورد كه علاوه بر اينكه نصيريه غير از شيعه است ، تبادكانى براى ياد كردن از شيعه عبارت كنايه‌آميز و تعريضانهء متشيّعان را به كار مىبرد كه خالى از وهنى نيست . و اگر ظريفى گويد منظور تبادكانى اين است كه غاليان متشيّع‌اند و تعريضى بر تمام شيعه ندارد ، ظريف‌تر ازو گويد آرى ولى وقتى بدون هيچ قرينه‌اى كلمهء متشيّعان

--> ( 1 ) . گلزار ابرار ، نسخهء خطى ، گ 68 .